می گیلان

تاریخ, موسیقی, فرهنگ, جغرافی, زبان, شعر و مسایل روزمره گیلان

بخش هایی از کتاب افسانه نیست، نگاهی به خانه است

Posted by صابر در اکتبر 18, 2009

 

نمایی از شهرداری رشت

نمایی از شهرداری رشت

گیلان سرزمینیست که در گذر تاریخ اغلب به صورت مستقل حیات کرده تا زمان شاه عباس. در مقابل سخت ترین یورش ها که هر تمدن بزرگ و کشور و امپراتوری عظیمی را از جا می کند، مقاومت کرد. از پادشاهان ایران گرفته تا غارتگرانی همچون اسکندر، اعراب، چنگیز، تیمور و … هیچکدام نتوانستند قفل  این در را بشکنند، گرچه بعضی ها چکشی روی آن می کوبیدند ولی کسی بازش نکرد، که بالاخره به دست شاه عباس برای همیشه این قفل شکست.
اولین های گیلان در ایران:
اولین کارخانه برق
اولین چاپخانه و روزنامه
اولین بلدیه(شهرداری)
اولین خیابان سنگ فرش
اولین اِگو و گنداب رو
اولین سینما و تاتر و انجمنهای فعال فرهنگی
اولین مدرسه به سبک امروزی دخترانه و پسرانه
اولین کتابخانه ملی
و بالاخره اولین شهری که دولت های روس و انگلیس و عثمانی و فرانسه در آن نمایندگی سیاسی داشتند و کنسولگری دایر کردند.
و بیمارستان پورسینا، اولین مریض خانه ملی که با درآمد حاصله از نمایش «عاقبت وخیم» که نمایش نامه ان را مرحوم جهانگیر سرتیپ پور نوشته و کارگردانی بود و با عوارضی که به قرار هر پوط(مقیاس وزن روسی 16 1/4 کیلو) پنج شاهی از برنج های صدری برای مصارف این ابن السبیل و یتیمان گرفته می شد، ساخته شد. حتی معماران در ساخت این بنا، نیمی از مزد معمول را می گرفتند.

البته ما باید اولین آسایشگاه های سالمندان و معلولین را هم در این لیست جا بدهیم
استاد باستانی پاریزی مرحوم شیخ الملک سیرجانی را موسس نخستین مدرسه سبک امروزی در ایران به نام دارالتعلیم رشت می شناسد. در یادداشتهای مرحوم سرتیپ پور اولین مدرسه سبک جدید ایران را اهالی رشت به پیشنهاد محمد ولی خان سپهسالار حاکم رشت در عهد مظفرالدین شاه در رشت …. بنا کردند. اما شادروان ابراهیم فخرایی می گوید نخستین مدرسه سبک خارجه ایران در رشت، «شرافت مظفری» نام داشت که به سال 1317 و در زمان جکومت نصرالسلطنه تاسیس شد.
ازا ین روست که گیلانی به خاطر داشتن گذشته استثنایی اش و اقامت در سرزمینی که سالیان دراز دروازه اروپا و فرهنگ مدرن بو، خود را خوش فهم ترین، متمدن ترین، با فرهنگ ترین و در عین حال با صفاترین مردم ایران می داند. چرا که تمدن مدرن از راه گیلان وارد این کشور شد و گیلان را صاحب اولین ها کرد.
اولین استانی که خیلی بیش از حد معمول و متداول زمان به جامعه نسوان  احترام گذاشته و موقعیتشان را درک کرده، گیلان بود…
این نوشته های که مال یک گیلانی بود، بخوانید از قلم یک غیر گیلانی
شادروان سعید نفیسی در بخشی از خاطرات سفر خود به گیلان، که در سالهای آغازین این قرن اتفاق افتاد، از گیلان با نام سرزمین ذوق و هنر و فرهنگ یاد می کند. حرفهای شنیدنی دارد و می نویسد:
«در آن روزگار چندین انجمن ادبی پیشرو در رشت تاسیس شده بود و محیط ادبی آن جا از هر جهت بر تهران(مرکز و پایتخت کشور پهناور ایران که خود را مهد ادب و هنر معرفی می کند، مثلا هنر نزد ایرانیان است و بس) برتری داشت….. باشگاه انجمن فرهنگ از 1335 قمری به همت میرزا حسین خان جودت تاسیس یافته بود و قرائت خانه و کتابخانه و تالار نمایش همه در چند قدمی ما بود…. آن روزها شهر رشت چند روزنامه یومیه و هفتگی داشت که جنبه ادبی آن ها بر همه روزنامه های تهران فزونی داشت و پیش از همه شهرهای ایران چاپخانه در آن دایر بود. یکی از نخستین کتابخانه های عمومی ایران در ساختمان بلدیه(شهرداری) وجود داشت که مرحوم محمد علی تربیت در زمان ریاست معارف گیلان تایس کرده بود. مدارس رشت در حد خود بیش از مدارس تهران پایتخت توسعه یافته بودند… درآن روزها نشاط و سروری در بین گیلانیان دیدم که برایم تازگی داشت، هنوز دشواریهای اقتصادی که در نتیجه بسته شدن راه شمال و پس از آن روی داد مردم گیلان را گرفتار نکرده بود. راه ارپا منحصر به رشت و انزلی بود، از حیث مهمانخانه و رستوران و گردشگاه این دو شهر بر دیگر شهر های ایران برتری داشت. راه آهن رشت – پیربازار هنوز کار می کرد و بازارهای پر رونق رشت و انزلی خیلی بیش ترا ز بازارهای تهران، کالاهای اروپایی ارزان و با کیفیت فراوان داشت. خلاصه 15 روز تمام در آغوش سبز و خرم گیلان از مهمان نوازی بسیار گرم و صمیمانه جونان ادب پرور آن سرزمین چنان برخوردار شدم که دیگر هرگز چنین وقعیتی در زندگی من پیش نیامده است.»
نیما یوشیج نیز که هر چه بود اهل تعارف نبود گفته:
«اگر چه رشت یک شهر تجارتی است معهذا اهالی آن میل دارند سربلند باشند، خط پیشرفت را وجدان به فکر آن ها داده است – حتی دهاتیهای آن ها که من از هیات شان مرئوف و متاثر می شوم نزدیک به افکار و احساسات شهری افکار و احساساتی دارند. شهیر های گیلان که علم و هنر را به غارت می برند و مثل این که آن ها را تعقیب می کنند» و در جای دیگر:»چیزی که در گیلان هست خط آزادی را از روی پیش آمد و ابتلا در ورطه به خوبی درک کرده است. اولین مزیتی که بر تمام جاهای ایران دارند در حمیت عمومی آن ها می بینم، چیزی  را که به جای معلومات خود نیز می خواهند به کار ببرند همین آزادیست….»
البته این گفته های جناب یوشیج که زمانی در گیلان معلم بودند و این حرف ها را در آن زمان در قالب نامه ای برای ذبیح الله صفا می فرستادند، وارد مرحله عمل هم می شد، چنان که می بینیم نهضت آزادیخواهنه جنگل را.معمولا در جنگ های بیه پس و بیه پیش شهر رشت بی طرف بود و این بی طرفی این شهر را از جنگ دور می کرد به همین خاطر برخی  عارفان و زاهدان این شهر را به سبب آسایش و دوری از هیاهو انتخاب می کردند، گویا امراء بخش های دیگر به احترام آن ها هم که شده تلاش می کردند جنگ به این شهر کشیده نشود.  از این رو می توان گفت مردم رشت نسبت به این مردمان حرمتی قابل تامل داشتند…هنوز محلات شهر همچنان به نام یا صفت آن افراد نامبرده می شود مانند:
» محله آقا سیدعباس- محله سومابیجار – محله زاهدان – بادی الله یا وادی الله – محله آقا سید ابراهیم – محله خواهر مام(خاریمام) – محله آقا پیرولی – محله آقا سید ابو جعفر – محله چهلتن – محله درویش مخلص – محله دانای علی – محله چهاربرادران (چاربراران)- محله آفخرا – محله چله خانه(چلاخانه). محله سلیمان داراب و همچنین محله سید کلان که به تدریج شده است صیقلان و آرامگاه عارفی با همین نام بوده است.
محلات رشت اکثرا به صنف ها اختصاص داشت و افرادی که یک حرفه خاص داشتند در آن محلات کار می کردند.

موسیقی:

شادروان روح الله خالقی در بخش دوم از کتاب سرگذشت موسیقی ایران می نویسد»در فروردین 1306 کلنل علینقی خان وزیری (که از مفاخر ملی و استاد بی بدیل موسیقی بود) با هیات ارکستر مدرسه عالی موسیقی عازم رشت شد، تا آن زمان معمول نبود که هیاتی به منظور دادن کنسرت از تهران به شهرستان ها برود. سالن شهرداری رشت را تازه ساخته بودند و برای افتتاح تالار از وزیری دعوت کرده بودند در آنجا کنسرتی ارائه دهد و پس از فراهم شدن مقدمات کار وی عازم رشت شد.

اهالی گیلان که مردم با ذوق ، متجدد و با فرهنگ و موسیقی دوست بودنداستقبال شایسته ای کردندو از کلنل خواستند شعبه ای از مدرسه را در رشت دایر نماید. وزیری برای این کار بهترین شاگردش ابولحسن صبا را در نظر گرفت….تقریبا بیست سال بعد در 1324 شمسی، زمانی که هنوز جنگ جهانی دوم به پایان نرسیده بود، انجمن موسیقی ایران به رهبری همین استاد خالقی برای اجرای کنسرتی به رشت آمد. اعضای کنسرت همه از اساتید فن و نام آوران موسیقی بودند. دوتن از هنرمندان گیلانی بودن، مرحوم عطالی و مرحوم عاشور پور.

این مراسم به شیوه با شکوهی در سالن سینما شرق شهرداری رشت برگذار شد. انبوهی از طبقات مختلف  مردم در ان شرکت داشتند و سرود مهیج و تاریخی «ای ایران، ای مرز پر گهر» برای اولین بار سه صدایی توسط مرحوم بنان – خانم روح بخش – مرحوم عاشورپور در ان اجرا شد.

و یک اولین دیگر که از قلم افتاد

اولین حکومت جمهوری در تاریخ گیلان و ایران.

برگرفته از کتاب کتاب افسانه نیست، نگاهی به خانه است نوشته احمد علی دوست.

یک پاسخ to “بخش هایی از کتاب افسانه نیست، نگاهی به خانه است”

  1. ازآشنائي با شما خوشحالم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: