می گیلان

تاریخ, موسیقی, فرهنگ, جغرافی, زبان, شعر و مسایل روزمره گیلان

اصطلاحات و مثل های گیلکی – بخش 6 – ج

Posted by صابر در نوامبر 4, 2009

توضیح:

خط اول فونتیک نوشته، خط دوم نوشته به خط عربی(احتمالا بعدا به روش گیله وایی اصلاح خواهد شد، خط سوم ترجمه عین عبارت به فارسی، خط چهارم کاربرد و پیام اصلی عبارت

jâ dâštim jânešin nâštim, xâne dâštim krâynišin nâštim
جا داشتیم جانشین ناشتیم، خانه داشتیم کرایی نشین ناشتیم
جا داشتیم جانشین نداشتیم، خانه داشتیم مستعجر نداشتیم

jange šamšir kune, moâmeleya pool
جنگه شمشیر کونه، موعامله یه پول
جنگ را شمشیر می کند، معامله را پول
همه چیز به وقتش نیکوست

juju,ququ
جوجو، قوقو
تک و تنها
بی همه کس و از همه بریده

jujeya hâmišak moqe pâeez išmâridi
جوجه یا همیشک موقه پاییز ایشماریدی
جوجه را همیشه در هنگام پاییز می شمارند
اشاره به صبر کردن و منتظر ماندن برای پایان کار است

jahâz xob bâvarde, ronamâyam xaye
جهاز خب باورده، رونمایم خایه
جهاز خوب آورده، رونما هم می خواهد
کنایه در مواردی که فردی کاری بد انجام داده و توقع پاداش هم دارد(یا خیلی پر رو باشد)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: