می گیلان

تاریخ, موسیقی, فرهنگ, جغرافی, زبان, شعر و مسایل روزمره گیلان

تاریخ گیلان – بخش 19- دوران سلوکیان

Posted by صابر در نوامبر 20, 2009

همانطور که در بخش های پیشین گفتم، اسکندر و سردارش پارمن ین نتوانستند بر سرزمین کادوسان دست یابند، تنها آماردها آن هم به صورت پیروزمندانه ای قرارداد صلح با اسکندر بستند و پذیرای فرمان آت فرادات، شاه خود فروخته ی تپورستان شدند. در گزارش هایی که تاریخ نویسان قدیم درباره ی کشور گشایی ها و متصرفات اسکندر در حوزه ی امپراتوری هخامنشی نوشته اند، نامی از کادوس دیده نمی شود. بنابر این می توان گفت کادوس همچون زمان هخامنشیان و پیش تر از آن استقلال خود را حفظ کرد. هم چنین پس از مرگ اسکندر در سال 323 پیش از میلاد و تقسیم گستره ی زیر فرمان او میان سرداران مقدونی و ایرانی که نام های آن ها در کتاب 18 بند 3 دیودور امده است، نامی از کادوس دیده نمی شود. بی تردید اگر کادوس جزو متصرفات اسکندر به شمار می رفت، سهم یکی از سرداران اسکندر می گردید و نام او نیز از سوی دیودور نوشته می شد. حتی در گزارش های مورخان آن زمان، هنگامی که از ایلات زیر فرمان اسکندر نام برده می شود، نامی از تپورستان و آمارد به میان نمی آید. گمان می رود اقوام اماردی و تپوری پس از رفتن اسکندر به سوی هند و در دنباله ی آشوب هایی که در این زمان در  ایالات ایران بر اثر ستم های فراوان بیگانگان روی داد، فرصت یافته و با سر باز زدن از فرمان فاتحان بیگانه، استقلال و ازادی خود را تجدید کرده باشند. شاید به همین دلیل است که در زمان مرگ اسکندر، از سرزمین های آمارد و تپور به عنوان ایالات متصرفی مقدونی ها یاد نشده است.

از اوضاع گیلان در دوره ی پس از مرگ اسکندر و دوران فرمانروایی سلوکیان بر ایران، آگاهی چندانی در دست نیست. قراین تاریخی بیانگر ان است که به دنبال مرگ اسکندر، اماردها به راندن کارگزاران اسکندر، بار دیگر استقلال خود را بدست اوردند و می توان گفت سایر اقوام گیلان نیز مستقل بودند.

ریچاردن فرای در این باره نوشته است:»می توانیم گمان بریم که سرزمین های کنار دریای کاسپین، یعنی گیلان و مازندران زیر فرمان سلوکیان نبوده اند، ارمنستان که در مغرب آذربایجان و به مرز سلوکیان نزدیک تر بود، با آن که استقلال داشت، بیشتر از استان های بالا زیر نفوذ و گاهی خراج گزار سلوکیان بود، گرگان در جنوب شرقی دریای کاسپین، فرمانبردار سلوکوس اول بود.»

از رویداد های مهم این دوره در ارتباط با تاریخ گیلان، به وجود آمدن اتحادیه ی ایالات شمالی ایران به نام پشتخوارگر است. این اتحادیه که پس از مرگ اسکندر در دامنه شمالی و جنوبی البرز از گیلان، رویان(ناحیه ای شامل کوه و دشت در جانب باختری مازندران کنونی بود. این ناحیه از شمال به دریای کاسپین، از جنوب به کوه های ری، از باختر به چالوس و کلار و از خاور به ناتل روستاق – یکی از روستاهای قشلاقی شهرستان نور – محدود بود. دیلمان در باختر و طبرستان در خاور رویان قرار داشتند)، طبرستان(ناحیه کوهستانی ازندران امروز که در گذشته جایگاه تپوری ها بود)،  سمنان، دامغان و دماوند تشکیل شد. حکومت واحدی داشت، خاندانی که بعد ها به خاندان گشنسف معروف گردید، در راس آن قرار گرفت. در دیباچه ی نامه ی تنسر(یکی از موبدان برجسته ی زمان ساسانیان) که از منابع معتبر تاریخ ایران باستان، اشاره ی کوتاهی به وضع سرزمین برشوارگر، که گیلان نیز بخشی از آن به شمار می رفت، در دوران فرمانروایی سلوکیان اشاره شده است. عبدالله بن مقفع، دانشمند ایرانی که این متن مهم تاریخی را از پهلوی به عربی برگردانده، در دیباچه ی آن چنین نوشته است»… جشنسف، پادشاه برشوارگر و طبرستان بود به حکم اجداد جشنسف از نایبان اسکندر به قهر و غلبه زمین برشوارگر را باز ستانده بود و بر سنت ملوک پارسی تولی کرد…»

از نوشته ی این مقفع چنین معلوم می شود که ساکنان گیلان و طبرستان در دوره ی پس از مرگ اسکندر، سر به شورش برداشتند و با راندن گماشتگان اسکندر از سرزمین های اجدادی خود، در دوران فرمانروایی سلوکیان با استقلال زندگی کردند.

به طور کلی، در دوران سلوکیان از اماردها و کادوسی ها در نوشه های تاریخی به جا مانده، کم تر یاد شده است. در سراسر این دوره، نه نام این اقوام در رده ی خراج گزاران فرمانروایان سلوکی دیده می شود و نه از شورش ها و رویدادهای سرزمین شان سخنی به میان می آید که این خود دلیلی بر چیره نبودن سلوکیان بر سرزمین آن هاست. چه اگر اینان خراج گزار سلوکیان و یا برپادارنده ی شورشی بر ضد سلطه ی بیگانگان بودند، تاریخ نویسان قدیم از ان یاد می کردمد. بنابر این می توان پذیرفت که در این دوران، اقوام ساکن ر گیان به دور از چیرگی سلوکیان در ارامش درونی خود به سر می بردند. نا گفته نماند که در سال 217 پیش از میلاد که سلوکیان در رافیا(رفیها) با بطالسه ی مصر به نبرد برخاستند، کادوسیان با سلاح های بومی خود، اما با لباس مقدونی در صف لشکریان سلوکی حضور داشتند. البته این روایت تاریخی به سر سپردگی کادوسیان به دربار سلوکیان اشاره ای نرفته است و صد البته کمک نظامی در حالت عادی نشانه ای از شکست و تابعیت نیست چه رسد به کادوسیان که بابت پول می جنگیدند و به مزدوری معروف بودند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: