می گیلان

تاریخ, موسیقی, فرهنگ, جغرافی, زبان, شعر و مسایل روزمره گیلان

قلعه صلصال تالش

Posted by صابر در دسامبر 8, 2009

قلعه لیسار

قلعه لیسار

این قلعه در بین مردم منطقه به قلعه لیسار و قلعه صلصال معروف است. در متون تاریخی این قلعه را لیسار، صلصال وقلعه صفاری نامیده اند.

در فاصله 15 کیلومتری شمال شهر تالش و 1000 متری شرق جاده ی تالش به آستارا و حد فاصل بین مرکز دهستان لیسار و روستای نومندان، بر فراز تپه ای به ارتفاع 90 متر، قلعه ای با برج و بارویی مستحکم به چشم می خورد که قلعه صلصال نامیده می شود. ساکنان بومی این منطقه اعتقاد دارند که فردی به نام صلصال در این ناحیه حکمرانی می کرده و قلعه های بسیاری در کوهستان های مجاور ساخته است. این قلعه با چشم اندازی بر دشت و ساحل کاسپین احاطه دارد و به خاطر معماری نظامی از جاذبه و ارزش بسیار برخوردار است، با توجه به دستبرد و تخریب قسمت هایی از دیوار های خارجی و داخلی آن، بخش های دیگر نسبتاً از دستبرد حفاران حرفه ای در امان مانده است. دسترسی به قلعه از جاده ی آسفالته ی لیسار، بعد از طی حدود 1000 متر از سمت شرق میسر است.

قلعه لیسار از نمای جاده تالش به آستارا

قلعه لیسار از نمای جاده تالش به آستارا

چشم انداز نومندان از بالای لیسار

چشم انداز نومندان از بالای لیسار

رابینو در سال 1331 ه.ق از قول Mohteith که پیش تر این قلعه را دیده بود، نوشته است:»بنای قلعه لیسار سراسر اراضی مسطح بالای تپه را فراگرفته است. دیوارهای آن بسیار مستحکم بنا شده و احتمال دارد قبل از دوران اسلامی باشد. آب انبار آن به بهترین وضع باقی مانده است.»

قلعه صلصال بر روی صخره ای که ابعاد ان 40×50 متر است، قرار گرفته و از دو قسمت خارجی و داخلی تشکیل شده است:

بخش خارجی محوطه ی نسبتاً وسیعی را در بر می گرفت که با سنگ های رودخانه ای یک دست ساخته شده است. در چند نقطه آن آثار سنگ چین و بقایایی از دیوارهای فروریخته ی دارای ملاط ساروج به چشم می خورد. برخی از ساکنان اطراف قلعه از این سنگها برای ساخت خانه های خود استفاده کردند.

به نظر می رسد این قلعه حصار دومی داشته و تخریب شده و اثری از آن باقی نمانده است. گمان می رود در گوشه و کنار این قلعه، پیِ دیوارهای حصار دوم باقی مانده باشد، اما یافتن آن نیاز به پیگردی دارد.

بخش داخلی شامل ارگ، آب انبار، جایگاه نگهبانی، اتاق فرمانروا، سزویس های بهداشتی، شبکه آب رسانی و دروازه ی ورودی قلعه است.

در حال حاضر فقط آثار کمی از این بخش ها باقی مانده است. راه وردودی قلعه از شرق بوده و در ورودی آن نیز 350 سانتی متر اراتفاع و 220 سانتی متر عرض داشته است. در گذشته قلعه دارای دو دروازه در ضلع شرقی بود که به نظر می رسد بقایایی از پی در اولی به جا مانده باشدو مابقی کلا تخریب شده و از بین رفته است.

عرض باوری قلعه 185 تا 215 سانتی متر و ارتفاع موجود آن 5 تا 6 متر در بعضی جاها، 10 تا 12 متر است. قطر دیوارهای جنوب غربی 190 سانتی متر است. آب انبار قلعه، خارج از ارگ، در شمال شرقی بنا قرار گرفته و طول ان حدود 5 متر، عرض آن 3 متر و ارتفاع از کف موجود 4 متر است. در ساخت آن آجرهای قرمز رنگ به ابعاد4×22×22 سانتی متر، ملاط ساروج و اندودی از گچ سفید به کار رفته است.

در قسمت داخلی دیوارهای دژ، آبراه های باریکی از لوله های سفالین به صورت شبکه ای لوله کشی شده دیده می شود که بسیار حائز اهمیت است. بر اساس گفته ی اهالی، قلعه صلصال تا دو دهه ی قبل، آب انباری پر از آب داشت که آب آن را هنگام خشکسالی برای آبیاری مزارع اطراف استفاده می کردند.

ارگ دژ در دو طبقه بالای تپه قرار داشت که سقف آن فرو ریخته و دیوارهای آن باقی مانده اند. داخل دیوارها را با گچ سفید اندود کرده بودند. مدخل ارگ مربع شکل و به ابعاد 10×10 متر است که چهار کنج آن برج های توپر دارد. باروی شرقی ارگ دو پنجره دارد. پنجره ها دارای طاقی با هلال شکسته اند و با آجر و ساروج ساخته شده اند. هم چنین در بخش های شرقی، جنوبی و شمال شرقی، متصل به دیواره ی قلعه، یقایایی از فضاهای متعدد از جمله اتاق های مسکونی و انبارهایی برای نگهداری مواد غذایی به چشم می خورد. متاسفانه از این انبار ها چیزی جز پی آن ها به جا نمانده است.

با توجه به اسناد و شواهد باستان شناسی، این قلعه هم جنبه ی نظامی و دیدبانی داشته و هم مکان مناسبی برای پناه گرفتن در مواقع خطر و حملات دشمن وده است. قدمت آن با توجه به کاوش های باستان شناسی به دوره ی سلجوقی می رسد.

6 پاسخ to “قلعه صلصال تالش”

  1. gilezay said

    میرات فرهنگی همه قلعه های گیلان را بدو ن هیچ مدرکی بدوره سلجوقی نسبت میدهد!!!
    ضمنا کلمه صلصال عربی نیست بلکه کلمه ای طالشی-گیلکی است به معنی قلعه. کمااینکه قلعه رود خان را تیز حسامی صلصال یا بطور خلاصه صلصال مینامیدند.

    • صابر said

      تا آنجایی که من اطلاع دارم در این قلعه سکه هایی پیدا شده و همچنین نوشته هایی هم یافته اند. من میراث فرهنگی را قبول ندارم، قلعه رودخان مشخصاً ساخت اولیه آن، هم زمان با دوران ساسانیان در ایران بود. ولی در ورودی قلعه این را ننوشته بودند. در ضمن من همین الان در مترجم گوگل، صلصال را از عربی به فارسی، ترجمه اش را چک کردم، ترجمه عربی به فارسی صلصال می شود «خشت». با توجه به این که این قلعه دیوارهایی از خشت دارد، شاید منظور آن باشد. قلعه روخان به نام های قلعه رودخان و قلعه هزار پله معروف است، در متون تاریخی هم این قلعه را قلعه حسامی، قلعه سکسال و سگسار نامیده اند. من این حرف ها را از روی کتاب «قلعه های گیلان» نوشته «ولی جهانی» زدم. در منبع من اشاره ای به نام صلصال برای دژ رودخان ندیدم. اگر شما منبعی معتبر در اختیار دارید، خوشحال می شوم اطلاعات کامل تری در اختیار من قرار دهید. به هر حال اگر حق با شما باشد، باید گفت صلصال لیسار یا صلصال رودخان.

  2. gilezay said

    تبدیل سلسال به کلمات بی معنی سکسال و سپس سگسار مرا بیاد بیاد تبدیل کلمه داربیک یا داربک به داروک و سپس درفک ودر نهایت دلفک!!! میاندازد.
    ظاهرا فرایند فارسیزه شدن همه چیز را فراگرفته !
    فرم اصیل و گیلانی قلعه رودخان تنها میتواند حسامی صلصال باشد. فلعه ای که ازاجر و ساروج ساخته شده است

    • صابر said

      بله، در طول تاریخ کلمات زیادی تغییر شکل داده اند. مثلا زمانی بودند پارس ولی الان خودشان به خودشان می گویند فارس. به هر حال در تاریخ گیلان از این تغییر شکل نام ها و واژگان زیاد وجود دارد. چه با روند زندگی چه با سیاست های فارسیزه کردن و …
      من فکر می کنم شما درست می گویید ولی این را هم در نظر بگیریم که سگسال نام است، نام یک قلعه خاص ولی صلصال یا همان سلسال نام نیست. صفتی است که مجموعه ای را در بر می گیرد. مانند فرق واژه رشت با واژه شهر. رشت به جایی خاص اشاره می کند ولی شهر به جایی خاص اشاره نمی کند. در اینجا هم صلصال به جایی خاص اشاره نمی کند ولی سگسار به قلعه رودخان.
      دوست دارم بدانم این واژه سلسال در کدام فرهنگ لغت گیلکی وجود دارد. به هر حال برای اثبات چیزی باید مدارک کافی یا استدلال هایی قوی داشته باشیم!

  3. gilezay said

    تبدیل سلسال به سگسال میتواند توسط مهاجمان شیعه صورت گرفته باشد.
    زیرا حسامی سلسال توسط امیر حسامالدین سنی مذهب بنا گردید (سنگ نبشته مربوطه در موزه گیلان موجود است).
    اصطلاح سگ سنی هنوز هم در بسیاری نقاط رایج است. اصطلاح پدر سگ نیز
    از این ریشه است

  4. Omid ozz said

    اولا که لیسار lisar دهستان نیست جمعیت آن تقریبا دو برابر جمعیت متوسط برای شهر بودن است دوم اینکه یکم به روز بودن بد نیست این قلعه در زمان ساسانییان ساخته شده وبه دست سالار نامی در اوایل دوره سلجوقی مرممت شده واجزایی مانند دروازه عظیم در کنار ساحل تونل مخفی وشبکه آبرسانی که از ییلاق سوباتان شروع می شده بوده است .که الان به دلیل نگهداری فوق العاده!نابود شده اند .در ضمن حدود 30 کیلو جواهر الات از ان به سرقت رفته است و اصلا ابدا به شیعه سنی ربطی ندارد ومسئله فرهنگیه .من به دوستان توصیه میکنم مطالعه را…

    درمورد اسم لیسار هم بعدا می نویسمم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

 
%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: